اخبار > فاطمه فاطمه است بی کم و کاست
 


  چاپ        ارسال به دوست

فاطمه فاطمه است بی کم و کاست

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش گروه رسانه حوره علوم اسلامی دانشگاهیان گیلان و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه گیلان فاطمه احمدی ماشک، معرفت‌جوی حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان رشت در یادداشتی نوشت: زن، موجودی که تمام زیبایی‌های خلقت را یکجا در خود دارد امروز کجای آفرینش پروردگار قرار دارد، آیا امروز روح هستی‌بخش زن آن‌چنان‌که از ابتدای خلقت فرمانروایی می‌کرد، هستی می‌دهد یا هستی می‌ستاند؟!

زنی که باید مظهر جمال و جلال و جبروت الهی می‌شد و از دامان خود پیامبری را، علی و حسن و حسینی را به معراج می‌برد، امروز درجایی که باید قدم می‌گذارد؟ یا بهتر بگوییم امروز ارجی که باید می‌داشت، دارد؟

آنچه امروز فرای مرزهای آبی و خاکی‌مان از زن امروزی می‌بینیم، کلیشه‌ای بگوییم به‌جز ابزاری برای تخلیه شهوت نفسانی مرد نیست که نیست، هرچقدر هم که روشنگرانه، فمنیستانه‌ای که نفهمیدیم معنای دقیق این لغت ساخته‌وپرداخته شده بی‌حساب‌وکتاب را! که بهای زن را می‌خواهد یا بهانه زن بودن را! به هر ترتیب زن آنجا که حوا بوده نیست.

از مدلینگ های سالانه و فصلانه شان که به اختیار خود را جلوه‌گری کرده و روی فرش قرمزهایی که عمدتاً مخاطبشان جنس ذکور زیبا چشم! هستند گرفته تا فیلم‌های پورنی که روشن‌گری می‌کنند زندگی عادی را، و مگر چه ایرادی دارد فیلم باید طبیعی باشد! و فاجعه دهشت ناکی به نام لولیتا که خودشان هم مانده‌اند به کدام سوی بدبختی و بیچارگی می‌روند. دختران بی‌گناهی که دانسته یا ندانسته فنای شهوت‌پرستی خود و مردانی می‌شوند که به‌جز تن چیزی از زن نمی‌خواهند.

معنای این واژه امروز در غرب به فنا و نابودی کشانده شده و همه می‌دانند و زن غربی با تمام آزادی که دارد این امر را از بر است و به دنبال رهایی از منجلابی است که فرهنگ کشور و ایالتش برایش رقم‌زده است و با کنکاشی که نسبت به اسلام دارد این پیام را مستقیم و غیرمستقیم به زن مسلمان ایرانی، عراقی و سایر کشورهایی که هنوز موج اسلام در آن‌ها جاری و ساری است می‌رساند که هان! ای زن محجبه مسلمان، تو امروز موهبتی داری که من سال‌هاست از آن دورافتاده‌ام؛ تو امروز جایگاهی داری که مردان سرزمینت کیلومترها آن‌طرف‌تر برای این ارج و قربت، برای این ارزش و متانتت غیرتمندانه از آن حراست می‌کنند اما مردان سرزمین من ظالمانه آن را از من غصب کرده‌اند و تو این را قدر نمی‌دانی...

بدبینانه نه منصفانه نگاه کنیم، زن محترمِ با ارزش مسلمانِ ایرانی، با تمام دانایی، عشق، ایمان، محبت و صلابتی که دارد، گاهی دچار وساوسِ رنگی دنیای موهوم غربی، آمریکایی_ اروپایی شده است و از حق نگذریم بیش‌ازپیش در تلاش برای رسیدن به این تجددِ روبه‌زوالی است که نتیجه‌اش پورن استارهای خودفروخته و لولیتاهای به‌اجبار فروخته‌ای است که آروزیشان مرگ است.

از خود آن‌ها که بپرسیم؛ به تعداد بالایی از آمارهای خودکشی این استارهای جوان برمی‌خوریم و از زنده‌های باقی‌مانده‌شان هم به‌جز دل‌مردگی و یأس از آینده‌ای پوچ چیزی دستگیرمان نمی‌شود که نمی‌شود. دومی‌ها هم که نه دستی برای خودکشی دارند و نه زبانی برای بیان احوال نابسامان خود و نه چشمی دارند که گویای دل‌آشوبی‌شان باشد.

اما چه شد که زن مسلمان آینده خود را در دنیای موهوم و ظلمت‌زده زن غربی می‌جوید؟ مگر نه اینکه الگوی زن مسلمان، سرور نساءالعالمین بود و هست و باید بماند؟ مگر به‌جز فاطمه کسی هست که یک زن آرزوی رسیدن به آن را داشته باشد؟ مگر فاطمه به‌تنهایی کافی نبود برای تمام عالم؟ نه زن بلکه مرد هم.

اشکال کار ما چه بود که در قطب عالم اسلام ایستاده‌ایم و به دنبال فاطمه‌ایم اما او را نمی‌یابیم و به دامان ناپاک زن غرب چنگ می‌زنیم؟ دامان طاهره فاطمه را چگونه گم‌کرده‌ایم که عنان عقل و احساس خود را به زندگانی تجدد مآبانه دروغینِ رو به افولِ عریان غرب سپرده‌ایم؟

به جد معتقدم اشکال ما این است که فاطمه را درست نشناخته و نشناسانده‌ایم، مگر نه اینکه فاطمه کمتر از دو دهه زندگی سخت و تلاش بسیار فاطمه شد؟ مگر نه اینکه فاطمه آموزگار پدر و مایه عصمت همسر شد؟ مگر نه اینکه فاطمه ۱۱ نور تابان تربیت کرد و مادر امامان عالم شد؟

ما از این‌همه دانایی فاطمه برایمان ماند فقط اشک و روضه بی‌جان فاطمه...

مردم ما همواره از فاطمه دم می‌زنند هرسال دهه‌ها برایش می‌گیرند هزاران مجلس و منبر و روضه و جشن به خاطرش برپا می‌کنند و منبرها و نقل کرامات و خوارق عادات و گریه‌ها، ذکر مصیبت‌ها و لعن‌ها بر کسی که وی را آزرده کرده است و با این‌ همه چهره روشنی از او شناخته نیست و تنها چیزی که مردم ما از این شخصیت مقدس بزرگ می‌دانند این چند نکته است که فاطمه محبوب پیغمبر بود و منفور عایشه!

دشمنانش فدک را از او گرفتند و با جمعی به خانه‌اش حمله بردند و در را به پهلوی او زدند و محسن شش‌ماهه را که در شکمش بود به شهادت رساندند و پس‌ازاین، کار فاطمه این بود که روزها و شب‌ها دست فرزندان معصوم که امامان آینده ملت مسلمان بودند را می‌گرفت و به بیت الاحزان می‌رفت و ناله سر می‌داد و دشمنان رسول خدا را لعن و نفرین می‌کرد!

گویی تمامی ساعات زندگی پربرکت و نورانی دخت رسول خدا نوحه و ناله و ذکر مصیبت بود و این کوتاه عمر بلند عظمت را این‌گونه به نفرین دشمنان اسلام پرداخت و زانوی غم بغل گرفت تا مظلومانه شهد شهادت نوشید! و وصیت نمود شبانه جنازه‌اش را تشییع کنند و به فضه و اسما و علی‌اش وصیت کرد که کسی او را در روز دفنش نبیند و پیشنهاد فضه برای ساختن تابوت به‌مثابه مصریان باستان برای پوشاندن فاطمه‌ی شهیده تنها باری بود که لبخند را بر لبان فاطمه آورد پس از رحلت نبی اسلام.

من که باور ندارم فاطمه بر چهره‌ی علی لبخند نزده باشد در نبود پدر، من که باور ندارم فاطمه باوجود حسنین نخندیده باشد و موهای زینب را با قهقهه مادر و دختری نبافته باشد در گرماگرم گفتگوهای مادرانه ... و باور ندارم که حتی در مدت کوتاهی که رسول از دنیای فانی به سرای آخرت سفر کرد و منتظر ماند تا پاره‌ی تنش به او پیوندند، فاطمه گریان به گوشه‌ای نشسته و انتظار مرگ را بکشد! هرکسی هم که این را قبول ندارد خطبه فدکیه فاطمه را بخواند، یک‌بار، ده بار، صدبار بخواند ...

فاطمه، فاطمه است، فاطمه عصمت است بر مریم، فاطمه عفت است بر هاجر، فاطمه، فاطمه است بی‌کم‌وکاست!

فاطمه از روزی که چشم‌باز کرد تا روزی که چشم‌های زیبایش را بر هم‌نهاد و با علی‌اش بدرود گفت درس داد، فاطمه آموزگار بود نه‌فقط برای ما برای تمامی مردان عالم ... فاطمه را خوب به ما نشناسانده‌اند و ذکر مصیبتش را فقط برای بازارگرمی مداحان و تکایا راه انداختند درحالی‌که درس فاطمه شناسی سال‌هاست مقهور و مهجور مانده است که اگر نمانده بود، زن امروز جامعه ما نیازی به هیچ الگویی به‌جز فاطمه نداشت و با عشق به‌سوی فاطمه شدن گام برمی‌داشت ... هرچند نمی‌توان در تربیت فاطمی گونه مادران و همراهی همسران شهدای انقلاب و دفاع مقدس و مدافعین حرم، این نمود بارز تبعیت از تنها اسوه زمان و مکان زن را نادیده گرفت که از حق نگذریم هنوز هم فاطمه مآبانه پشت چادر خاکی زهرا ایستاده‌اند و فریاد عصمت می‌زند حجابشان.

امروز که معنای حجاب و صبر و بردباری واژه‌ای بی‌معنا برای زن امروز است معجزه است که همسران و مادران شهدای مدافع حرم سیره حضرت فاطمه (س) را در شراکت اجر عروج شهدا و تربیت فرزندان صالح به خدمت برای رضای خدا در قواره خدمت صادقانه به خلق الگو قرار داده و بدون ترس و تأثیر از جوامع آلوده‌ای که از آن بیم ناکیم زهرایی و باصلابت راه شهادت می‌پیمایند، اما وای بر ما اگر شعور فاطمه دانستن با روضه مادر همراه نباشد.

انتهای پیام/


٠٠:٢٩ - پنج شنبه ٣ اسفند ١٣٩٦    /    عدد : ٦٧٤٠٢    /    تعداد نمایش : ٢٩٨


امتیازدهی
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




اوقات شرعی
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد